خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم

خلاصه کتاب : اتحاد جماهر شوروی و انقلاب اسلامی

اتحاد شوروی پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک قدرت برتر در نظام بین الملل فعالیت خود را توسعه داد. روابط اتحاد شوروی با ایالات متحده به عنوان نمادهای برتر دو نظام سوسیالیستی و سرمایه داری سیاست خارجی این کشور را کاملا تحت تاثیر قرار داده بود. پنج عامل در رفتار سیاست خارجی اتحاد شوروی تاثیر گذار بودند :

1- کشور

2- حزب

3- ملت روسیه

4- ملت های غیر روس

5- اتحادیه چند ملیتی

در اندیشه های مارکس و انگلس مسائل بین المللی از جایگاه مهمی برخوردار نبود. آنها بیشتر به نقش و کارکرد طبقات در جامعه توجه داشتند. مارکس و انگلس مانند بسیاری از متفکران همعصر خویش روابط بین المللی را در چهارچوب روابط قدرتهای بزرگ تجزیه و تحلیل میکردند. به نظر مارکس و انگلس تقسیم افقی جهان بین کشورها بیانی از تضاد طبقاتی بود لذا او میان کشورهای سرمایه داری تفاوتی قایل نبود.

لنین خواستار وحدت پرولتاریای همه کشورها جهان شد ولی تفاوت او با مارکس این بود که این وحدت را با جنبشهای رهایی بخش پیوند زد. در دوران استالین نظریه او در مورد بنای سوسیالیسم در یک کشور که در برابر نظریه انقلاب دایمی تروتسکی مطرح شد سبب شد روابط روسیه شوروی و کشورهای امپریالیست جهان در فضای همزیستی تحلیل گردد. استالین نیز با ادامه سیاست های لنین بهره گیری از استراتژی همزیستی مسالمت آمیز را در سیاست خارجی کشورش ادامه داد.

بر خلاف سیاست های تند استالین و تبلیغات کمونیسم بین الملل سیاست همزیستی مسالمت آمیز تداوم یافت و تقویت نظام نوپای کمونیستی و بهبود شرایط داخلی این کشور آشکارا انگیزه ای جدی برای ادامه ی سیاست همزیستی گردید. سال 1953 با مرگ استالین نگرانی از حمله امپریالیسم به شوروی شدت یافت و رهبران شوروی بر ادامه نظریه همزیستی مسالمت آمیز بیشتر تاکید کردند.

خروشچف از سوی رهبری چین محکوم شد و به خاطر ارزیابی اغراق آمیز از قدرت هسته ای امپریالیسم مطرود خوانده شد. در حالی که خروشچف توان هسته ای کشورش را ابزاری برای صلح در جهان معرفی می کرد مائو آن را وسیله ای برای پیشبرد کمونیسم جهانی می دانست. در دوران برژنف نیز سیاست همزیستی مسالمت آمیز میان کشورهای دارای نظام های اقتصادی و اجتماعی متفاوت ادامه یافت ولی از اشتیاق و جاه طلبی دوران خروشچف کاسته شد.

عوامل داخلی را می توان در دو حوزه به منظور تعیین تاثیر آنها تقسیم بندی کرد :

1- ظرح های سیاسی اقتصادی و اجتماعی که در رقابت با سیاست های دفاعی و خارجی در پی تامین منابع مادی لازم بودند.

2- در تصمیم گیری سیاست خارجی افراد و گروه های مختلف تاثیر گذار می باشند و در نتیجه تخصیص منابع بودجه ای سمت گیری خاصی را تحقق می باشد.

مسائل داخلی نه تنها بر ستمگری های رهبران شوروی تاثیر می گذارد بلکه بر سیاست خارجی نیز اثر گذار بود . در طول دوران اتحاد شوروی همواره ارتباط تنگاتنگ و پیچیده ای بین مسائل داخلی و خارجی وجود داشت . تعیین اولویت ها در سیاست خارجی ، میزان فشار های خارجی و جنبه های تهاجمی در سیاست خارجی اتحاد شوروی با تقویت بنیان های دفاعی و نظامی بود ارتباط نزدیک داشت.

شکست در جنگ کریمه در سالهای 56-1853 سبب توجه روسیه به سوی شرق گردید و رقابت گسترده ای را بین این کشور و بریتانیا در آسیای مرکزی و قفقاز به وجود آورد . تا پایان قرن 19 و ظهور امپراطوری ژاپن در برابر توسعه روسیه به سوی شرق مانعی وجود نداشت.

پس از وقوع انقلاب اکتبر و عدم پیوستن جنبش پیروز کمونیستی در اروپا به آن و ناامیدی رهبران بلشویسم از توسعه انقاب جهانی در شرق را مورد توجه قرار دادند . استالین نیز بر پیوند طبقه کارگر کشورهای پیشرفته ی سرمایه داری با نهضت های رهایی بخش مستعمرات تاکید کرد.

استراتژی شوروی در جهان سوم سه هدف را مورد توجه قرار داده بود :

1- حفظ امنیت شوروی

2- توسعه حضور و نفوذ جهانی

3- مبارزه با غرب و کاهش نفوذ آن

4- کنترل توسعه غرب و نفوذ غرب

تا پایان قرن هجدهم توجه روسیه به خاورمیانه بیشتر برای ایجاد امنیت و ثبات در مرزهای جنوبی آن بود. پس از انعقاد قرار دادهای گلستان و ترکمنچای با ایران و الحاق بخش های وسیعی از اراضی ایران به قلمرو امپراطوری روسیه اطمینان قابل ملاحظه ای به وجود آمد. جنگ های روسیه با عثمانی بر این نفوذ افزد زیرا با تضعیف امپراطوری عثمانی فرصت مناسب تری برای روسیه ایجاد می گردید. تقسیم ایران در میان قدرتهای متنذ شمالی و جنوبی در سال 1907 که یک منطقه حایل را نیز در برداشت و سپس تقسیم جدید حوزه نفوذ ایران میان دو کشور در سال 1915 در بحبوحه جنگ جهانی اول برای این کشور دستاوردهای قابل توجهی بود.

در چهارجوب نگرش بلشویک ها خاورمیانه به عنوان یکی از مناطق تحت استعمار امپریالیسم می توانست در مسیر انقلاب جهانی کارگری به دولت بلشویکی مساعدت نماید. حضور میلیون ها ترک و مسلمان و نیز فارسی زبانان بر اهمیت همجواری اتحاد شوروی با خاورمیانه می افزود و روابط آن با ترکیه ، ایران و افغانستان را به طور چشمگیری تحت تاثیر قرار می داد. اهمیت خاورمیانه برای اتحاد شوروی به استراتژی دریایی این کشور نیز مربوط می شد.

در تبیین علایق اقتصادی اتحاد شوروی در خاورمیانه نیز نفت مورد توجه قرار می گیرد هر چند اتحاد شوروی خود از صادرکنندگان عمده نفت در جهان بود ولی نفت خاورمیانه به دلیل کیفیت ، هزینه تولید و کمیت برای این کشور اهمیت داشت.

اهداف نظامی اتحاد شوروی در خاورمیانه نیز به طور اساسی با تلاش های آمریکا برای اجرای استراتژی مهار ارتباط میافت. کاهش نفوذ و حضور غرب در این منطقه از اولویت های عمده سیاست خارجی این کشور بود.

اتحاد شوری در نخستین سالهای شکل گیری نظام کمونیستی با مسئله ای اساسی مواجه گردید و آن حفظ خود و بقا بود . از سال 1918مبارزات گسترده ای ازسوی نیروهای ضد انقلاب داخلی و بیگانگان علیه آ« سازمان داده شد.

پس از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه بسیاری از کارگران کشورهای دیگر از جمله ایرانیان که در قفقاز مشغول به کار بودند تحت تاثیر شعارهای انقلابیون بلشویک و آرمان های ظلم ستیز آنان قرار گرفتند. از جمله جمعیت عدالت عده زیادی از ایرانیان و ترکان را جلب کرده بود. حزب کمونیست ایران نخستین گنگره حود را در تابستان 1299 در بندر انزلی تشکیل داد که کاملا تحت تاثیر و نفوذ بلشویک ها عمل می کرد . آرمان های کمونیست ها در ایران که شدیدا تحت تاثیر تمایلات مذهبی و اسلامی بود از جاذبه ای برخوردار نبود. لذا کمونیست های ایران تحت تاثیر آموزش های رهبران حزب بلشویک پیوند با جنبش جنگل و میرزا کوچک خان رهبری آن را مورد توجه قرار دادند.میرزا کوچک خان که گرایش شدید مذهبی داشت اصرار داشت که کمونیست های ایرانی از تبلیغات در مورد مرام خویش خودداری کنند. او عدم مداخله مستقیم شوروی در امور جنبش و مسائل داخلی ایران را مورد تاکید قرار می داد . با کمک دولت شوروی جمهوری گیلان به مرکزیت رشت تشکیل گردید. با توجه به عدم استفاده کمونیست ها از میرزا کوچک خان به دلیل اختلافات ما هوی و تمایل دولت شوروی به حمایت از تقویت بورژوای ملی در ایران روابط یاد شده با روی برگرداندن از این قیام پایان یافت.

روابط ایران و اتحاد شوروی در دوره رضا شاه

رضا شاه پهلوی نیز برای کاهش نفوذ شوروی و انگلیس در ایران توجه به کشور سومی را مورد توجه قرار داده بود. ابتدا آمریکا و سپس آلمان مطرح شد ولی آمریکا با توجه به سیاست انزوا گرانه ی خود پاسخ مناسبی ارائه نکرد . به این ترتیب توسعه روابط با آلمان در دستور کار دولت ایران قرار گرفت. در سال 1939 بیش از 41 در صد تجارت خارجی ایران با آلمان بود و سهم روسیه شوروی از 34 به 11 درصد کاهش یافت. توسعه روابط تجاری با ژاپن نیز از دیگر تحولات این دوران بود.

پس از توافق با هیتلر و استالین و انعقاد قرار داد اوت 1939 که برخی آن را پیمان عدم تعرض و برخی مودت دو کشور خوانده اند شوروی به غلبه بر رقبای اروپایی خود امیدوار بود . با آغاز جنگ در اروپا ایران بیطرفی خود را اعلام کرد ولی پیشروی سریع عده ای آلمانی در خاک روسیه ایران را دارای اهمیت استراتژیک بیشتری ساخت.

نیروهای متفقین در حالی وارد ایران شدند و خاک آن را اشغال کردند که به سران کشورهای ذیربط اطمینان داه بودند یکپارچگی ایران حفظ شود . اشغال ایران با برکناری رضا شاه پهلوی و جایگزین کردن فرزندش از سوی متفقی همراه گردید.

اعضای گروه 53 نفر که در دوران رضا شاه پهلوی در حد مطالعات نظری فعالیت کمونیست ها را در ایران سازمان داده بودند پس از اشغال ایران و سقوط دیکتاتوری حزب توذه ایران را بنیان نهادند. رهبری این گروه با ایرج اسکندری بود. حزب توده که با اعطای امتیاز نفت به شرکت های آمریکایی به شدت مخالفت کرده بود از طریق فراکسیون خود در مجلس شورای ملی این امر را مورد حمله قرار داد ولی در برابر تقاضای متیاز نفا شمال از سوی دولت اتحاد شوروی موضع مثبتی اتخاذ کرد.

شعبه های حزب توده با تشکیل فرقه دموکرات در آذربایجان در آ« ادغام شده بودند و در واقع در مسیر اهداف و برنامه های آنان از ماهیت و موجودیت مستقل خود چشم پوشی کردند. حزب توده فارغ از تمایلات قوم گرایانه بود و عمدتا در سراسر ایران توانسته بود هوادارانی برای خود بدست آورد. آنها توجه خود را به مسایل کلی و ملی معطوف کرده بودند ولی فرقه دموکرات آذربایجان با تاکید بر خصوصیات قومی می کوشید از ستم دولت استبدادی در آذربایجان و کردستان بهره گیری و مردم را برای مقابله با آن بسیج نماید.

نتیجه ی مذاکرات نمایندگان ایران و نمایندگان انگلیس قرار داد گس- گلشاییان در تیر ماه 1318 بود که به هیچ وجه تامین کننده منافع مردم ایران نبود . این قرار داد از سوی گروه اقیت مجلس مورد حمله قرار گرفت و در زمستان 1329 جنبش ملی شدن نفت در سراسر کشور گسترش یافت. در 29 اسفند 1329 پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر کشور به تصویب رسید . پس از آن دکتر مصدق برای اجرا کردن قانون ملی شدن صنعت نفت نخست وزیری را پذیرفت.

آمریکا ابتدا سعی کرد حضور خود را در جریان جنبش ملی کردن نفت به طور میانجی گری تثبیت نماید و بی طرفی خود را مطرح سازد/ در چهار چوب روابط مبتنی بر نظام دو قطبی و جنگ سرد در میان ایالات متحده و اتحاد شوروی پشرفت جنبش ملی شدن نفت از نظر واشنگتن گامی در مسیر تحکیم نفوذ شوروی و در نهایت سقوط دولت محمد رضا شاه پهلوی تلقی گردید.

رسانه های اتحاد شوروی تبلیغات علیه شاه را دامن زدند هر چند مذاکرات مالی و مرزی که از دوران دکتر مصدق آغاز شده بود در آذر ماه سال 1333 به امضای موافقت نامه ای میان دو کشور منجر شد که در آن وضعیت مرزی دو کشور روشن می گردید .

جنگ سردی که میان اتحاد شوروی و ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در چهارچوب نظام دو قطبی به وجود آمده بود در دهه 40 جای خود را به فرآیندی از تنش زدایی داد.در دوران جنگ سرد رویارویی دو کشور به اشکال گوناگون ظهور یافت. حاکمیت تمایلات استالین بر سیاست خارجی اتحاد شوروی و تقسیم جهان به دو اردوگاه متخاصم جنگ سرد دهه ی 50 را تکوین بخشید. یکی از حساس ترین رویارویی های دو کشور در ایران بود که هر یک کوشیدند از مسایل آن در جهت منافع خود و تضعیف نیروی مقابل بهره گیرند.

پس از یک سلسله رویارویی با آ»ریکا و سر انجام بحران موشکی کوبا در سال 1962 و عقب نشینی خروشچف در برابر فشار و تهدید هسته ای آمریکا مرحله ی جدیدی در روابط اتحاد شوروی با غرب تکوین پیدا کرد. علی رغم برکناری خروشچف در سال 1964 او توانسته بود چهارچوب جدیدی برای روابط شرق و غرب ایجاد کند.

در دوران برژنف اتحاد شوروی از یک قدرت منطقه ای به یک قدرت جهانی ارتقا یافت. شعار هم زیستی مسالمت آمیز خروشچف در دوران برژنف نیز ادامه یافت ولی نام دنانت بر آن گذارده شد. ان روند تا سال 1979 و در واقع انقلاب اسلامی ایران ادامه پیدا کرد.

آغاز دهه ی 1960 با روند ذوب شدن یخها میان اتحاد شوروی و ایالات متحده ی آمریکا همراه بود. خروشچف ابراز امیدواری کرد دو کشور بتوانند در مسیر بهبود روابط متقابل حرکت نمایند. ملاقات سران دو کشور در وین در خرداد 1340 بیانگر تمایل شوروی به تثبیت اقتدار بین المللی خود و اعتقاد راسخ پیروزی نهایی کمونیسم بود. آغاز روند تنش زدایی و ذوب شدن یخ ها میان دو ابر قدرت با تقویت روابط ایران و شوروی همراه بود.

شاه در سفر به آمریکا خواستار کمک های نظامی و اقتصادی آمریکا شد ولی سیاست دولت کندی تاکید بر توسعه ی اقتصادی بلند مدت به جای ارائه ی کمک های گسترده نظامی مطابق خواسته های شاه بود.

در سال 1341 پیام های میان رهبران اتحاد شوروی و ایران مبادله گردید که بیانگر گرایش هر دو طرف به بهبود روابط متقابل بود. خروشچف به خوبی می دانست که ایران حاضر به چشم چوشی از اتحاد همه جانبه با ایالات متحده آمریکا نیست ولی می خواست با توجه به شرایط جدید جهانی و منطقه ای و جهانی بهره های لازم را نیز در روابط با ایران به دست آورد.

پس از سفر شاه ، هوایدا ، نخست وزیر ایران نیز در مرداد 1346 به مسکو سفر کرد . در پی آن هیاتهای متعدد سیاسی – اقتصادی میان ایران و کشورهای بلوک شرق به رفت وآمد پرداختند. دو کشور در پایان سفر هویدا در بیانیه مشترک خود بر اصول احترام به حاکمیت ملی و ... بدون توجه به نظام های سیاسی و اقتصادی هر یک تاکید کردند. نتیجه ای دیدارها و تلاش ها کاهش بی سابقه ی تمایل به سوی غرب پس از دوران طلایی نزدیکی و اتکای ایران به غرب بود .

تمایل اتحاد شوروی به تقویت زیر ساخت های ارتباطی ایران پس از دیدار نیکلای پادگورنی رئیس شورای عالی اتحاد شوروی در اسفند 1349 هم منجر به الکتریکی کردن خط آهن تبریز-جلفا شد.

به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل در تیر ماه 1346 شرایط استراتژیک نه تنها در شرق مدیترانه بلکه در خلیج فارس نیز دگرگون گردید. شاه از سوی دولتهای انقلابی عرب که تحت حمایت شوروی بودند احساس نگرانی می کرد . این کشور ها که در جنگ با اسرائیل شکست خورده بودند درصص جبران آن برآمده بودند. شوروی می خواست تمایلات غرب گرایانه را در منطقه کاهش دهد و مانع ایجاد پیمانهای منطقه ای دفاعی به رهبری غرب به ویژه آمریکا شود. چند ماه پس از سفر سال 1968 هویدا برای دیدار یندون جانسون رئیس جمهور آمریکا به واشنگتون رفت. و این سفر بیانگر تلاش ایران برای نزدیکی مجدد به آمریکا و تقویت پیوندهای گذشته با آن بود.

شاه توانست در پاییز 1350 تجهیزات نظامی بسیاری از شوروی دریافت کند . همزمان تحول سلاح های آمریکایی و انگلیس نیز ادامه یافت . شاه برای ایفای نقش منطقه ای در شرایط خروج نیروهای نظامی انگلستان نیازمند تقویت بنیه دفاعی خود بود.

سالهای دهه 1350 به دوران بهبود گسترده روابط ایران و آمریکا تبدیل شد. شاه در دهه 1350 کوشید با اجرای سیاست های مختلف نقش قدرت برتر منطقه را ایفا کند . شاه با سیاست های خود موفق شد با ایجاد ثبات در منطقه منافع خود و ایالات متحده را تامین کند او آنچنان درگیر مسائل منطقه ای و جهانی شده بود که مسائل داخلی را مورد غفلت قرار داد.

با وجود روابط نزدیک شاه با آمریکا، اتحاد شوروی در طول دهه 1350 به تلاش های خود برای حفظ روابط حسنه با ایران ادامه داد.

بهبود روابط ایران و شوروی در شرایطی صورت گرفت که فضای منطقه ای بیانگر توسعه ی همه جانبه ی نقش ایران از سوی آمریکا بود.

وام شاه به دولت مصر برای بازسازی پورت سعید ، احداث خط لوله نفت جدید و اقداماتی در تعمیرات کانال سوئز در تحکیم روابط دوستانه موثر افتاد. در آغاز دهه ی 1350 بر خلاف توسعه روابط ایران و مصر و عربستان ، تنش در روابط ایران و عراق شروع شد.اتحاد شوروی هر چند در اختللافات میان ایران و عراق دخالت مستقیم نکرد ولی جانب عراق را گرفت.

بی تردید سیاست خارجی شاه تا حد زیادی تامین کننده خواسته ها و اولیت های متحده ی آمریکا بود ولی بسیاری از سیاست های او در چهارچوب منافع شخصی و تحکیم مبانی قدرت استبدادی او قابل تحلیل بود.

پس از سرکوب قیام 15 خرداد شاه سیاست های خود را برای توسعه ی اقتصادی در ایران دنبال کرد ولی توسعه سیاسی را از محور برنامه های ود خارج کرده بود.بنامه های توسعه شاه بر بخش کشاورزی و نیز روی شهرنشینان به طور جدی تاثیر گذاشتند. طی سالهای دهه 1350 سرکوب مخالفان سیاسی شدت یافت.

با تشدید کنترل سیاسی شاه بر جامعه ایران و تقویت همه جانبه ساواک مجالی برای فعالیت گروه های مخالف اعم از شبه نظامی یا گونه های دیگر در ایران باقی نمانده بود.

انتخاب شدن جیمی کارتر در آبان 1355 رژیم شاه را به شدت تحت تاثیر قرار داد. به زودی مشکل فروش سلاح و سیستم های پیشرفته نظامی روابط دو کشور را به شدت تحت تاثیر قرار داد. هزاران مخالف سیاسی شاه در زندانها به سر می بردند و عوامل داخلی به تجزیه و از کار افتادگی دولت و نظام سیاسی مربوط میشد.

مسگو در برابر تحولات ایران از نیمه دهه ی 1350 سیاست احتیاط آمیزی را در پیش گرفت. تحول در ایران تحت تاثیر گرایش های اسلامی نه تنها برای واشنگتن بلکه برای مسکو نیز حیرت آور بود.

اصلاحات شاه به ثروتمند تر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقیران کمک کرد هرچند بر توسعه ی طبقه متوسط جامعه ایران نیز آثار جدی داشت. رویارویی طبقه متوسط با شاه و ارتباط آن با مساجد و روحانیون سبب گسترش جنبش گردید.

فشارهای کارتر بر دولت و شاه نیز رو به گسترش بود . پس از کشتار مردم در 17 سهریور در میدان ژاله کارتر حمایت خود را از او کاهش داد .

رهبری اتحاد شوروی تا نیمه دوم سال 1978 روابط رسمی خود را با شاه در حد دوستانه و مناسبتی حفظ کرد ولی توسعه ی تحولات انقلابی در ایران به هر حال بر مواضع اتحاد شوروی تاثیر گذاشت.گزارش هایی نیز در مورد توقف صدور گاز طبیعی به اتحاد شوروی منتشر شد. اتحاد شوروی موکدا مخالف هر گونه مداخله در امور داخلی ایران بود و اعلام کرد هیچ گونه دخالتی را تحمل نمیکند.

در روزنامه پراودا در 6 دی ماه 1357 نماینده ریاست جمهوری آمریکا در آغاز دی ماه به تهران اشاره کرد و اعلام کرد که کارتر پیام داده است که با تمام امکانات از رژیم شاه حمایت خواهد کرد.

پس از هشدار برژنف به آمریکا برای عدم مداخله در امور ایران رسانه های این کشور به تبلیغات گسترده در مورد نقش و نفوذ بیگانگان در ایران و احتمال آن پرداختند.


برچسبها: خلاصه کتاباتحاد جماهر شوروی و انقلاب اسلامی, دکتر کولایی, آسیای مرکزی, سیاست و حکومت

برچسب: نویسنده: نیکی پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 5:02

صفحه بندی